تعداد واقعي شهدا هيچگاه مشخص نشد. 2560 نفر به روايت شاپور بختيار، 3000 نفر به روايت بني صدر و 4000 نفر به روايت ميشل فوكو هدف گلوله قرار گرفتند و به شهادت رسيدند.
به واسطه ذخاير و فعاليتهاي فكري داخلي بهخصوص در دو دهه اخير اين انتظار وجود داشت كه تفكرات ناب انقلابي و ميهني ما مجال بروز يابند كه متأسفانه چنين نشد. طي اين سالها فرهنگ ايراني- اسلامي تحت تأثير تفكر سكولار در لايههاي مخفي انديشههاي علوم انساني و نيز برخوردهاي روبنايي و شعاري بوده است.
در زماني که در ايام شهادت به سر مي بريم در عرض ساعتي جاده هاي کشور شلوغ توهمات مي شود، تفريح و سرگرمي شمال را غني مي کند و زيارت و بارگاه را سکوت لحظه هاي حيرت مي کند.
ريشه بسياري از نزاعهاي حقوق بشري بين انقلاب اسلامي و غرب ريشه در پاسخهاي متفاوتي است كه دو طرف به پرسشهاي اساسي که بر حوزه حقوق بشر مترتب است داده اند.
متأسفانه نوعي غربگرايي شديد در دوره دوم خرداد در ايران رايج شد. بهطوري كه نام آموزش عالي را به وزارت علوم، تحقيقات و فناوري تغيير دادند. يعني اين مجموعه را بهطور كامل به يك وزارتخانه فني تبديل كردند و علوم انساني را بهشدت در حاشيه قرار دادند؛ مانند دوره مشروطه و رضاخان كه به علوم انساني كمتوجهي شد.
علم پاسخ بشر به سوالهاي اوست. در زيستبوم هاي متفاوت سوالهاي متفاوتي طرح مي شود؛ طبعا پاسخ به اين سوالها هم يكسان نخواهد بود چرا كه سوالها متفاوت است؛ پس علم همه جا علم نيست!
حاضرند در خدمت تبليغ صابون و پودر لباسشوئي کار کنند اما چون سخن از مبارزه با استکبار جهاني مي آيد روترش مي کنند! اين کدام هنر است که براي پروپاگانداي تجارتي فوران مي کند اما براي عشق به خدا نه؟!
در پاسخ به وقايع اخير ميتوان به ريشهيابي ساختاري پرداخت كه با بهرهمندي از امتيازات سياسي و اقتصادي شكل گرفت. پشتوانه نظري اين اشرافيت نوظهور در افق تاريخي و فرهنگي غربزدگي بود. از اين رو كمر به احياي آن بست.
مردم قيام كردند، قدرت را از يكي گرفتند و به ديگري دادند؛ سهم نسل من و بعديها از انقلاب اسلامي همينهاست. شايد بدان جهت كه مسئولين حفظ و بسط انقلاب چيزي بيشتر از اين ارائه ندادند! يا شايد خودشان اصلا درك درستي از اتفاقات آن سالها ندارند و شايد هم داشتند ولي امروز از دست دادهاند.
همان موقع از آقاي محمد هاشمي پرسيديم در نود درصد برنامه ها مبل است! حتي آدم هاي فقير هم مبل دارند، آشپزخانه Open دارند، آباژور دارند، مگر جامعه ما اينجوري است؟!
اسلام مكتب نيست، يك دين است كه در حوزههاي فرهنگي مختلفي متجلي ميشود. مثل حوزه فرهنگي حجاز، شام، ايران، شمال آفريقا، آسياي ميانه. بنابراين، اين حوزههاي فرهنگي بايد بررسي شود؛ نهاينكه مكتبسازي شود. چون مكتبسازي در نهايت به ناسيوناليسم تبديل ميشود.