در ادامه موج گيري هاي رسانه ملي كه اخيرا بصورتي يكپارچه تحويل محصولات كره اي شده است، اينبار با موجي ديگر بنام «جومونگ» روبرو هستيم كه سراسر مملكت را در نورديده و سيطره اي منحصر به فرد بر ساعات فراغت و حتي كسب و كار مردمان تدارك ديده است.
چرا تلويزيون ما تبديل شده است به بنگاه ارائه موج هاي سراسري؟ چرا سريال كم مايه و سنبل شده اي مثل جومونگ كه اساسا نه با منويات عاطفي و عرق ملي ما و نه با مفاهيم ديني و مسالك آييني ما كمترين شباهتي دارد، چنين امواج عظيم مردمي(!) را پاي قاب هاي شيشه اي خانه هايشان گرد هم آورده و به فرمانروايي بلامنازع خود در اين برهوت برنامه سازي راست و درست ادامه مي دهد؟
واقعيت آنست كه جومونگ را مي توان تنها آينه اي دانست در مقابل فروبستگي ها و كم كاري هاي برنامه سازان تلويزيون و حاميان هدايتي – حمايتي آنها كه نشان دهنده دست نزدن اين حضرات به سياه و سفيد منابع و مرافع و متن هاي فني و سترگ ملي و آييني براي توليد آثار فاخر و هم فهم و جذاب و حتي فرا ملي است.
ايجاد موج و فراگيري خاص و يكپارچگي يك برنامه – مثلا يك سريال- چيز عجيب و غير قابل فهمي نيست و اتفاقا اين از خاصيت هاي رسانه است كه وقتي يك کالا در يك موقعيت خاص، از حداقل هاي جذابيت بصري و داستاني برخوردار باشند، به چنين موفقيتي نايل مي آيد، حال اگر به اين ويژگي هاي سمعي و بصري ادوات و حواشي خاصي مثل آنچه سريال «جومونگ» به وفور از آن برخوردار است ، تزريق شود، اين گسترش و سيطره به همان اندازه درميان مخاطب عام بالا مي رود.
خاصه آنكه در برابر اين موقعيت يك سينما و رسانه ملي وجود نداشته باشد كه بهترين آثارش، در حوزه و سبك هاي مختلف، كپي دست چندم آثار ساير كشورها ست و در چنين وضعي صرفا جهت خالي نبودن عريضه و بستن دهان منتقدين و مخالفين به ادا شعارها و شعائر و الفاظ فاخر و فخيم دست زده و سعي كنند قافيه ناساز اين موضع را با جمع و جور كردن الفاظ و عنوان بندي سازي هاي غالبا جعلي و تقلبي هم بياورند!
اما براستي اين روند تاكي مي تواند ادامه داشته باشد و مجموعه هاي تهي و باسمه اي و عاري از فهم و معرفت و البته استانداردهاي تصويري تا كي مي توانند جور نداشتن هايشان را برگرده الفاظ و سخنراني هاي رسمي و غير رسمي مسئولان و همپيالگي هايشان بياندازند؟
سريال «جومونگ» با عناصر بصري نه چندان فاخر و دم دستي و داستان كج و ماوج و بدون پيچش و فضا سازي خالي از دقتمندي و ظرافت هاي روايي و تصويري اش، آنچنان در رسانه اصلي و فراگير كشور، موج سازي مي كند كه همگان را متحير و متعجب مي سازد.
دلايل متنوع اين موضوع قطعا زير چتر آن علت اصلي و سايه گستري نه چندان مطبوع آن وضعيت غير قابل دفاع قرار مي گيرد و اينكه وقتي ظرف خالي رسانه چاره اي جز پر شدن؛ آن هم پر شدني لبالب و سر ريز نداشته باشد، چه محصولي بهتر و كم خطرتر از سريال مبتذل و بي مايه اي مثل جومونگ كه نقش «كبريت بي خطر» را براي رسانه فراگير مملكت بازي مي كند و آمار مخاطبان را بالا برد و درصد رضايتمنديشان را هم همينطور و ... و همه چيز در اين سيکل معيوب و دور باطل، به شكل نه چندان حادي در ظاهر و چندان خطرناك و سهمگين در باطن و متن، پيش مي رود و ذائقه و تربيت ذهني و هنري مخاطب را به پسرفتي كم نظير دچار سازد.
يكي از نشانه گذاري هاي اين وضعيت همين اتفاق «چندش آور» يست كه در حال وقوع است و آن، حضور پرشكوه و سراسر جلال و جبروت جناب «سانگ ايل گوك» بازيگر نقش جومونگ در ايران است؛ يك حضور سراسر سود جويانه و تبليغاتي كه پول هنگفتي را به جيب شركت معروف توليد لوازم خانگي و الكترونيك كره اي و اسپانسرهاي احتمالي ديگرش در ايران خواهد ريخت و در تدارك يك فضاي عوامفريبانه سراسر مبتذل و نازل، همه مولفه ها و عناصر به ياري يكديگر خواهند آمد و صد البته نمي توان نقش رسانه هاي فراگير را در تنظيم و تدوين و تحريك و تهييج و هدايت به سمت چنين فضايي را فراموش كرد و دست كم گرفت.
چگونه مي توان چون ناظري بي طرف و بي عرضه شاهد بود كه يك بازيگر 38 ساله كره اي كه نه از هنرورزي منحصر به فردي برخوردار است و نه اساسا اهليت هنري چنداني مي توان در ساحت حرفه اي هنر تصوير و بازيگري قايل بود، يك جامعه آرماني و ارزشي را تحت تاثير قرار دهد و همه جيز را تحت الشعاع خود!
حقيقت است كه هر چقدر مردم و مخاطبين رسانه فراگير از امثال جومونگ استقبال و طرفداري كنند، تاثير و تاسف براي مديران فرهنگي –هنري و برنامه سازان رسانه اي كشور بيشتر است؛ چرا كه اين وضعيت گوياي كم كاري ها و ندانم كاري هاي آنها در مواجهه با فرهنگ و هنر اصيل و ملي ما و گنجينه هاي فاخر آييني و انديشگي ايران اسلامي است كه قطعا اين عقبه و قابليت را چه در بعد داستان و چه روايت و چه تصوير گري دارد كه بتوانند جنبه هاي فراملي و جهاني بيابند.
اين چيزيست كه تاريخ رسانه و هنر تصوير در مواقعي كه برنامه سازان چنين رويكردي را دنبال كرده اند و به خوبي و درستي نشان داده است.
فرموده «تعرف الامور باضداد ها» موقعيتي كه جومونگ و امثالش در رسانه فراگير دارند، بيش از آنكه گوياي ارزش ها و زيبايي هاي ذاتي اين محصولات باشد، بازتابي است كه مسئوليت ناپذيري ها و رها كردن ذائقه واحساسات مردم در برهوت آثار سنبل و باسمه اي داخلي كه نتيجه اش چنين رويكرد غافلگر كننده و عجيب و هشدار دهنده اي به سمت آثار نازل و دست چندم ساير كشورهاست.
اين روند استعداد و توان اين را دارد كه به نابودي هنر تصوير و سينما و رسانه ملي بيانجامد.
بعدا نگوييد كه نگفتيد!
/انتهاي پيام/